السيد محمد حسين الطهراني
25
معاد شناسى (فارسى)
مقرّبين از اينها گذشته و از اسماء حسناى الهى بهره ميگيرد و شعاع نور چشم مخلَصين و لواداران مقام حمد و صاحبان شفاعت كبرى كه مقام محمود است ، از اسماء و صفات الهيّه ميگذرد و منتهى به ذات مقدّس حىّ قيّوم ميگردد و فانى در ذات او مىشود ، اينجا ديگر قرب و بُعد برداشته مىشود و جهات از بين ميرود و كسى جز ذات حضرت ربوبى از اين وسعت و گشادى خبر ندارد و نمىتواند اين سِعه را بفهمد و ادراك كند . چنان كه در حديث قدسى آمده است : أَعْدَدْتُ لِعَبادِىَ الصَّالِحِينَ مَا لَا عَيْنٌ رَأَتْ وَ لَا أُذُنٌ سَمِعَتْ وَ لَا خَطَرَ عَلَى قَلْبِ بَشَرٍ ، فَلَهُ مَا أَطْلَعْتُكُمْ عَلَيْهِ ، اقْرَءُوا إنْ شِئْتُمْ : فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ . « 1 » خدا ميفرمايد : « من براى بندگان صالح خود چيزهائى را مهيّا كردهام كه هيچ چشمى نديده است و هيچ گوشى نشنيده است و بر انديشهء هيچ انسانى خطور ننموده است ، من براى بندهء صالح خود آنچه شما را بر آن سرِّ مخفى آگاه مىكنم قرار دادهام ؛ اگر ميخواهيد ( اين آيه قرآن را ) بخوانيد : پس هيچ نفسى نميداند چه اسرار و ذخائرى براى آنها پنهان شده است ، ذخائرى كه موجب ترى و تازگى چشمها گردد . »
--> ( 1 ) اين حديث قدسى را در « كلمة الله » در ص 134 آورده است ؛ و در ص 534 در ذكر سندش از دو جا نقل كرده است : اوّل از « تفسير صغير » فضل بن حسن طبرسى ، و دوّم از « أسرار الصّلاة » شهيد ثانى .